در روزهای اخیر خبری منتشر شد که همگی را متاسف کرد و البته به فکر واداشت!
حکم اخراج و زندان دو نفر از اعضای شورا ی شهر شیراز به دلیل فساد مالی توسط دادگاه ؛ توجه به دو نکته جدی را فراروی مردم قرار میدهد.
اولین نکته که لازم است مسئولین به آن دقت کنند ؛ لزوم برخورد جدی با سه نفر از اعضای شورای شهرشیراز است ، افرادی که متاسفانه با سوء استفاده از اعتماد و رای مردم ، به دنبال منافع شخصی خود رفتند و با پیگیری دستگاه های امنیتی و حکم دادگاه مجرم شناخته شدند و جرم آنان رشوه و جمعآوری اموال نامشروع توسط پیمانکاران و شرکتهای طرف قرارداد شهرداری شیراز اعلام شد. برخوردی قاطع و عبرت آموز که مطالبه جدی مردم است به حق نیز در بیانیه 10 تشکل دانشجویی شیراز مورد تاکید واقع شد .
و از دیگر سو نکته ای نیز برای مردم دارد؛ آن لزوم دقت در انتخاب اتی است ، ضرورتی که با نزدیک شدن به انتخابات مجلس بیش از پیش مهم میشود و دقت نظر لازم را میطلبد . این اتفاق تلخ که یک بار در شورای شهر با رای اشتباه به وقوع پیوست آیا دوباره تکرار خواهد شد ؟! این سوالی است که مردم با دقت و تحقیق در رای دادن به نامزدهای انتخابات مجلس پاسخ منفی به آن سوال خواهند دادهمیشه یکی از چالشهای فراروی جامعه ، بحث دلالی و آسیبهای اقتصادی و اخلاقی این معضل بزرگ بوده است . دلالی که از کشاورزی گرفته تا صنعت مشکلات عدیده ایی را برای کشور بوجود آورده است و معمولا مدیران و برنامه ریزان تلاش دارند که ریشه های این آسیب اجتماعی را بخشکانند
اما متاسفانه در سالهای اخیر شاهد رشد و تقویت نوع جدیدی از دلالی در کشور هستیم آسیبی که علاوه بر ضربه زدن به اقتصاد و اخلاق ، حرکت علمی را نیز به چالش کشیده است
سیاستهای غلط وزارت کار و امور اجتماعی در برگزاری دوره هایی کارآفرینی باعث ایجاد فضای دلالی در اشخاص و موسسات گردید تا آنجایی که آموزش در حاشیه رفت و رقابت در اعلام اسامی و دریافت حق الزحمه شد و متاسفانه این سیاست غلط بار دیگر توسط دانشگاه علوم اقتصادی و برگزاری دوره های مالیات بر ارزش افزوده ادامه یافت .
چهره خسته اما با صفایی داشت ! میگفت مدتهاست که توشیراز دنبال یه جلسه حفظ میگرده
گفتم : آفرین خب از کی شروع کنیم به حفظ ! از جزء سی یا یک ؟
سرش رو پائین انداخت و گفت : یه مقداری حفظم میخام مرور کنم
با شوق پرسیدم چقدر حفظید ؟
گفت : حافظ کل قرآن هستم !
خیلی مشتاق بودم باهاش حرف بزنم ؛ گفتم کارتون چیه ؟ چه موقعی حفظ میکنید؟
گفت : کارگر ساختمون هستم صبح ها کار بنایی انجام میدم ! شب ها هم چند ساعت حفظ میکنم
دیگه حرفی برا گفتن نداشتم خیلی به ارادش و صفاش غبطه خوردم ...
داشت دفترمشقش را جمع می کرد.چشمش افتاد به روزنامه ای که مادر روی آن برای همسایه ها سبزی پاک کرده بود.تیترش یک "سه" بود با بینهایت "صفر"جلوش.عدد "سه"ناگهان او را از جا پراند.
- بابا، پس فردا با بچه های مدرسه می برنمون اردو. سه هزار تومن می دی؟
بابا سرش را بلندنکرد.باصدایی آرام گفت:فردا یه کم بیشتر مسافر می برم، سه هزار تومن هم به تو میدم.
با وعده شیرین بابا خوابید.
صبح زود، رفت کنارپنجره. پرده را کنار زد. باران ریزوتندی می بارید.قطره های باران برای رسیدن به زمین مسابقه گذاشته بودند. بند دلش پاره شد:آخه توی این بارون که مسافر سوار موتور بابام نمی شه.
اشک توی چشمهایش حلقه زد. از پشت پنجره آمد کنار. یک قطره اشک از روی صورتش چکید روی یکی از بینهایت "صفر"هایی که جلوی عدد"سه" رژه می رفتند.
داستانکی از محمدرضا مهاجر
چند روزیست که بر پیکره شهر بنرهای تبلیغاتی متعددی نقش بسته است . در این بنرها می بینید که خبر از حضور شهرداران جاده راه ابریشم در شیراز را می دهد . تا اینجای مطلب خبر مسرت بخش و قابل تقدیر است . اما قسمت دوم با تبلیغات وسیع خبر اولین جشنواره بالن های داغ به مناسبت هفته شیراز است !!! سوال اینجاست بالن های داغ چه سنخیتی با هفته شیراز دارد در شیراز هنوز هیچ پایگاهی در اطراف بناهای مذهبی و تاریخی شیراز قرار ندارد کدام مجموعه باید شاهچراغ و سایر امامزادگان را معرفی کند یا سعدی ، حافظ و سایر ادبا ، شعرا و عرفا شهر شیراز را بنماید و شاید نگاهی کوتاه به محله های اطراف آرامگاه سعدی کافیست تا فرسنگ ها فاصله مسولین با افکار سعدی را نشان دهد و اما فقط یک سوال آیا بالن های داغ مربوط به کسانی نیست که تمدن تاریخی ندارند ؟
وقتی عناوین نشریات را ببنید و صفحات روزنامه ها را ورق بزنید و در جلسات سیاسی حضور یابید خواهید دید غالب سیاسیون دو رویکرد را در دستور کار قرار می دهند ؛ تخریب یا توجیه .
اینکه این رویکرد با انصاف و منطق سازگاری دارد ؛ جواب کاملا روشن است .
واما دانشگاهی چه شانی دارد ؟ آیا شان دانشگاه چیزی جز رعایت انصاف و منطق است و اگر این شان را برای دانشگاهی می پذیریم چاپ متعدد و مکرر نشریاتی که کاملا وابستگی جناحی دارند با چه دلیلی پذیرفتنی است ؟ حرکت به سمت سیاست زدگی و ابزار سیاسی شدن آیا آینده تاسف بار و بدور از منطق و ایجاد فضای تشنج و نا آرامی را برای دانشگاه رقم نخواهد زد ؟


